متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

مردان صورت گرفته است. دسترسی زنان به منابع، نقش اقتصادی آنان را تحت­الشعاع قرار می­دهد. احتمال ارتقای شغلی یا دریافت درآمد بیشتر برای زنانی که به تحصیلات، بهداشت و کار دسترسی دارند بیشتر از افرادی است که به این منابع دسترسی ندارند. در زیر به ذکر اثرات متفاوت متغیرها می­پردازیم:

دسترسی به مراقبت­های بهداشتی: تبعیض جنسیتی در تغذیه در تحقیقات اخیر ملی بسیاری از کشورها مشاهده شده است. در کشورهای در حال توسعه، دختر بچه­ها در مقایسه با پسران خردسال از خوراک و مراقبت­های بهداشتی کمتری برخوردارند. سنت­ها، قوانین و عادات اجتماعی در بسیاری از مواقع دختربچه­ها را به «کودک کم­اهمیت­تر» تبدیل می­کند. موانع فرهنگی، اجتماعی و حقوقی موجود در برابر روند تکامل دختربچه­ها و زنان بیش از موانعی است که احتمالاً مردان با آن مواجهند.

 

جدول 3-1-  نرخ مرگ و میر کودکان زیر 5 سال (به ازای هر 1000 تولید)
سطح توسعه کشورها نرخ مرگ و میر کودکان زیر 5 سال
1970 1990 1998 2001 2004
درآمد بالا 30 10 6 7 7
درآمد متوسط 126 52 42 38 34
درآمد کم 206 139 128 121 117
جهان 146 93 84 81 75
ایران 191 72 33 42 38

 

افزایش درآمد و رفاه اقتصادی در کشورها از عواملی است که در کاهش مرگ­ومیر کودکان تأثیر زیادی دارد. نتایج جدول نیز این مسئله را نشان می­دهد که طی سال­های عنوان شده، سطح درآمد کشورها در کاهش مرگ­ومیر کودکان اثرگذار بوده است. هر چند به نظر می­رسد که تغییر در سطح بهداشت و سایر عوامل نیز در طول زمان مؤثر بوده است. برخلاف روند کلی جهان که روند خطی ثابت رو به کاهش را نشان می­دهد، در ایران تا سال 1998 کاهش و پس از آن افزایش دیده می­شود و این روند نوسان دارد و مسیر خطی ثابتی را نشان نمی­دهد.

جدول 3-2- نرخ مرگ­ومیر مادران
سطح توسعه کشورها نرخ مرگ و میر مادران
1990 1995 2000
توسعه انسانی بالا 14 25 29
توسعه انسانی متوسط 155 286 234
توسعه انسانی پائین 623 972 1007
جهان 267 411 423
ایران 37 130 76

 

سطح توسعه انسانی کشورها از عواملی است که بر نرخ مرگ­ومیر مادران تأثیرگذار است. نتایج جدول نشان می­دهد که در کشورهایی که سطح توسعه­ی انسانی بالاتر باشد، از شمار زنان در معرض مرگ­و میر هنگام بارداری و زایمان کاسته شده است. درواقع می­توان گفت که بهبود سطح توسعه­ی انسانی در کشورها که متشکل از سه شاخص اقتصادی، دانش و امید به زندگی است، منجر به کاهش مرگ­ومیر مادران می­شود. در سال 2000، در مقایسه با سال­های قبل از آن در تمام کشورها با هر سطح توسعه و در جهان و ایران، در نرخ مرگ­ومیر مادران رشدی مشاهده می­شود که علل این رشد در سال یادشده نیاز به مطالعه دارد.

در پژوهش­های اخیر، در کشور ما، مشخص شده است که 10 درصد پسران زیر 5 سال شهری دارای وزن کمتر از حداقل استاندارد هستند و این نسبت در دختران 17 درصد است. در مناطق روستایی این میزان برای پسران به 15 درصد و برای دختران به 23 درصد می­رسد. در کشورهای جهان سوم، 20 الی 45 درصد از زنانی که در سنین باروری قرار دارند، کالری لازم را مصرف نمی­کنند که توسط سازمان بهداشت جهانی 2250 کالری روزانه برای هر فرد پیشنهاد شده است. علاوه بر این، چنان­چه این زنان باردار باشند، روزانه به 285 کالری اضافی نیاز دارند[45]. سلامت کودکان زیر 5 سال تا حد زیادی در مورد مراقبت­های بهداشتی به مادران وابسته است. مادرانی که تا حد متوسط تحصیل کرده­اند، در مورد واکسیناسیون کودکانشان حساسیت بیشتری دارند و مادران شهری به دلیل دسترسی به امکانات بهداشتی ـ درمانی، بیش از مادران روستایی کودکانشان را برای کنترل سلامتی به مراکز بهداشتی ـ درمانی می­برند.

در فرهنگ­هایی که دختران نسبت به پسران موقعیتی پایین­تر دارند، کمتر مورد توجه مراکز درمانی ـ بهداشتی هستند. یافته­ها نشان داده است که در هند، دختران 4 برابر پسران از سوء­تغذیه رنج می­برند و در هنگام بیماری، احتمال مراجعه و بستری شدنشان در بیمارستان 40 برابر کمتر است. در هند و چین، با وجود این­که دختران به طور بیولوژیکی نسبت به پسران مقاوم­ترند، تعداد بیشتری از آن­ها نسبت به پسران پیش از رسیدن به 5 سالگی می­میرند.[46] (بانک جهانی، 1993) برآورد شده است که دوسوم از زنان بالغ در کشورهای در حال توسعه، در نیمه­ی دهه­ی 1980 کمبود ید داشته­اند یا به علت کمبود ویتامین A و سوءتغذیه در دوران کودکی نابینا می­شوند. در عین حال، سوءتغذیه­ی کودکان در سطح جهان رو به کاهش است. در 1970، 45 درصد از کودکان زیر 5 سال در کشورهای درحال توسعه دارای کمبود وزن بودند و در سال 1995 این رقم به 31 درصد کاهش یافت. بخش عظیمی از این کاهش به دلیل افزایش سطح سواد زنان بوده است که این عامل 45 درصد این کاهش را تبیین می­کند و 26 درصد نیز به دلیل بهبود دسترسی به موادغذایی بوده و دسترسی به آب بهداشتی نیز به میزان 19 درصد سبب کاهش سوءتغذیه در کودکان شده است.

امید به زندگی: این شاخص برای سنجش نابرابری جنسیتی از اهمیتی فوق­العاده برخوردار است. امید به زندگی در سطح جهان به طور متوسط 69 سال برای زنان و 65 سال برای مردان برآورد شده است. در کشورهای کمترتوسعه­یافته، این شاخص 66 سال برای زنان و 63 سال برای مردان ذکر شده است[47] (PRB).  در کشورهای توسعه­یافته، متوسط امید به زندگی 84 سال برای زنان و 77 سال برای مردان برآورد شده است. در کشورهای حاره­ای آفریقا و جنوب آسیا، زنان طول عمر کمتری دارند. کشورهایی مانند بور کینافاسو، تاجیکستان و نپال با تولید ناخالص ملی مشابه با لائوس ـ که امیدبه زندگی زنان آن 54 سال است ـ به ترتیب امید به زندگی زنان برابر با 47، 56 و 71 سال است. این ارقام نشان می­دهد که حتی کشورهای فقیر می­توانند رفاه عمومی زنان را از طریق رفع نیازهای اساسی و فراهم ساختن تغذیه مناسب و مراقبت­های بهداشتی و آموزشی فراهم سازند.

در ایران سهم مشارکت مردان در مسائل تنظیم خانواده تنها 7 درصد است. 3/15 درصد از جمعیت کشور از بیماری­های خفیف روانی رنج می­برند که از این تعداد، زنان 10 درصد بیماران اختلالات روانی خفیف جامعه را تشکیل می­دهند.

آموزش: آموزش یکی از مهم­ترین شاخصه­های توسعه و از مهم­ترین عواملی است که می­تواند نابرابری جنسیتی را در جامعه نشان دهد. در دهه­ی 1990، در حدود 960 میلیون نفر بی­سواد در دنیا وجود داشته است که دو­سوم آن­ها را زنان تشکیل می­دادند. در این زمان، در کشورهای درحال­توسعه، 130 میلیون کودک به آموزش ابتدایی دسترسی نداشتند که 81 میلیون نفر آن دختر بودند.

اختلاف در ثبت­نام دخترها و پسرها به خصوص در آفریقا، آسیای جنوبی و خاورمیانه بیشتر است. اختلاف­های مشابه در میان بزرگسالان هم وجود دارد. در برخی از کشورها میزان باسوادی زنان بالای 15 سال کمتر از 30 درصد است، در حالی­که در اغلب این کشورها مردان دو برابر زنان

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید