متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

و سرزنش ها و ظلم و ستمی که از سوی ناپدری یا نا مادری اتفاق می افتد بیشترین اثر را دارد در نهایت باید یادآوری کرد که عدم توجه به روحیات کودکان و برآورده کردن نیازهای روحی آنان موجب انحراف و فساد آنان می شود به همان نسبتی که اجرای تنبیهات بدنی شدید و افراطی در مورد کودکان و نوجوانان نه تنها هیچ گونه اثر تربیتی در بر ندارد بلکه باعث کینه و کدورت این گونه اطفال نسبت به پدر و مادر و به طور کلی نسبت به اعضای جامعه خود می گردد اگر تنبیه به اندازه باشد نتیجه ای بسیار خوبی خواهد داشت همچنین کودکی که در میان والدین و خانواده خود آرامش نداشته باشد و در مقابل کوچکترین اشتباه منتظر شدیدترین تنبیه از سوی آنها باشد. مطمئناً ناچار است آن را در میان دیگران و گروه همسالان و دیگران بجوید و چه بسا در دام افراد و گروههای منحرف و بزهکار گرفتار آید و از راه صحیح منحرف شود و هرگاه چنین کودکی از مردم بیرون از خانواده نیز بدی ببیند طبعاً در صدد انتقام برآمده و به طور ناخودآگاه سعی می کند با انجام کارهای خلاف قانون و خلاف نظم جامعه کینه خود و نا ملایمات حاصله را تلافی کند که این عمل عواقب بسیار بدی برای جامعه خواهد داشت.

2-6-3-3- تأثیر مدرسه و محیط آموزشی در بزهکاری اطفال و نوجوانان

بعد از خانواده دومین محیطی که در شکل دهی شخصیت اطفال و نوجوانان تأثیر بسزایی دارد مدرسه است. کودکی که در سن 7 سالگی وارد مدرسه می شود و در این محیط تعلیمات لازم را می بیند همچنین محیط مدرسه در شکل دهی شخصیت کودکان نقش بسزایی دارد گذشته از نقش دوستان کودک در مدارس باید به نقش آموزگار توجه خاص شود زیرا بسیاری از انسانهای بزرگ که در عرصه های جهانی به مقام و منزلت فراوانی دست یافتند مطمئناً دارای معلمین بزرگ بودند و عکس این قضیه نیز صادق است که در صورتی که آموزگار به درستی در راه تربیت کودک قدم بر ندارد مطمئناً کودک دچار انحرافات گوناگون خواهد شد. ریشه موفقیت کودک در محیط مدرسه بستگی خیلی زیادی به آموزگار دارد که به اخلاق و دانش ارزش زیادی قائل می شود. اساس و پایه ی بسیاری از انحرافات را باید در همین مدرسه جستجو کرد همانطور که دیده شده است بسیاری از مجرمان بزرگ در زمان کودکی علل و عوامل مختلف در محیط آموزش آنها را یک مجرم حرفه ای در سنین بزرگسالی به بار آورده است . نا کار آمدی آموزگار ، تبعیض و بی عدالتی میان دانش آموزان و تقسیم آنها به گروههای دانش آموزان قوی و دانش آموزان ضعیف و اهانت و تحقیر به آنها و سرکوفت زدن به کودکان که آنها  در محیط مدرسه ضعیف هستند و دیگران از آنها پیشی گرفته اند از عواملی است که کودک از مدرسه دلسرد شده و میل و رغبتی به درس خواندن پیدا نمی کند و همیشه از محیط مدرسه و آموزگار و دانش و علم نفرت پیدا می کند. در نتیجه زمینه برای ارتکاب انواع انحرافات و جرمهای حتی بزرگ فراهم می شود و مدرسه ی خوب شخصیتی مثبت به دانش آموز می بخشد و مدرسه ی بد شخصیت بد. موضوع دیگری که درباره محیط مدرسه به آن اشاره کرد گروه دوستان در مدرسه است. مدرسه اولین محیطی است که کودکان در آن برای خود دوست انتخاب می کنند از این رو رفتار ها و حتی گفتارهای دوستان بر روی آنها تأثیر می گذارد و طبق تحقیقات انجام شده تأثیر گروه دوستان در مدرسه بیشتر از خانواده است و در این میان اگر رفتار دوستان دارای انحراف باشد و رفتاری صحیح نداشته باشد بدون شک باعث انحراف اطفال و نوجوانان می شود. بر اساس تحقیقات دکتر ساران در سالهای 1960 تا 2005 با استفاده از مدارک موجود در اداره امنیت استانبول در رابطه با کودکان زیر 18 سال انجام داد مشخص شد که 3690 کودک بزهکار علتی که باعث انحراف و در نهایت بزهکاری آنها شده است مدرسه و دوستان موجود در مدرسه بر روی آنها تأثیر گذاشته اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم : تعیین سن مسئولیت کیفری

3-1- مقدمه

بی تردید تعیین سن مسئولیت کیفری از محورهای اساسی حقوق کیفری اطفال تلقی می شود. اهمیت این امر از آنجا ناشی می شود که با رسیدن به این مرحله نوجوان بزهکار در معرض همان مجازاتی است که بزرگسالان در صورت ارتکاب بزه آن را تحمل خواهند کرد. بر مبنای چنین شرایطی قانون گذاران اکثر کشورهای سنی را نصاب مسئولیت کیفری قرار داده اند که با رسیدن به آن نوجوان به نوعی  بلوغ جسمی و فکری می رسد که عرفاً مقارن با سن پذیرش مسئولیت اجتماعی محسوب می شود. اکثر کشورهای جهان با لحاظ چنین ملاحظاتی 18 سالگی را نصاب مسئولیت کیفری تعیین کرده اند. جالب اینکه متأثر از مطالعات و تحقیقات انجام شده و با توجه به لزوم حمایت از جوانان تا رسیدن به سن پختگی برخی کشورها تدابیر تربیتی، حمایتی، کیفری و حتی مراجع و تشکیلات اختصاصی اطفال را به جوانان 20 تا 21 سال نیز قابل تسری دانسته اند و برخی نیز این سن را به 25 سالگی ارتقاء داده اند. با این حال در برخی از کشورها که در اقلیت قرار دارند سن مسئولیت کیفری اطفال ، پایین تر از نصاب جهانی تعیین شده است. کشور فنلاند، یونان و لهستان 17 سالگی و پرتغال رومانی و تونس 16 سالگی را پیش بینی کرده اند. با این وصف در این ممالک مراجع قضایی با تمسک به مکانیسم های قانونی در تعیین تدابیر قضایی تمام ملاحظات تربیتی، حمایتی و شرایط نوجوان را مورد توجه قرار داده در نتیجه کیفرهای قانونی بسیار منعطف نسبت به آن ها اعمال می کنند.

ایران تنها کشوری است که سن مسئولیت کیفری را براساس بلوغ جنسی برای دختران 9 و پسران 15 سال قمری تعیین کرده و در نتیجه جز در جرائم تعزیری و باز دارنده، در سایر جرایم همان مجازاتی نسبت به این اطفال تازه بالغ اعمال می شود که نسبت به بزرگسالان اجرا می شود.

3-2- درجات مختلف مسئولیت

می دانیم که مکتب کلاسیک حقوق جزا بر دو اصل «اراده آزاد و مسئولیت کیفری» بنا شده است.پس برای اینکه بتوان کسی را مسئول دانست. منطقاً باید بتوان خطا یا تقصیری را به او نسبت داد.

پروفسور “گارو” در این مورد می نویسد: « هیچ کس را از نقطه نظر جزایی نمی توان مسئول دانست مگر این که نتیجه حاصله از عمل او، به آن شخص قابل انتساب باشد. به عبارت دیگر برای اینکه مجریان عدالت بتوانند مسئولیت انجام یا عدم انجام عملی را به گردن کسی بگذارند، باید ثابت شود که آن شخص مرتکب تقصیر یا خطایی شده است.

بنابراین ملاحظه می شود که در سیستم کلاسیک حقوق جزا که امروزه در اکثر کشورها رایج است، نمی توان هیچ کس را مجبور به تحمل نتایج جزایی ناشی از عمل  خود نمود، مگر این که مرتکب تقصیری شده باشد. بدین طریق متقدمین حقوق جزا معتقد بودند که فی المثل نمی توان طفل خردسال را که مرتکب یک عمل خلاف قانون شده است مسئول دانست و مجازات کرد زیرا این چنین طفلی دارای

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید