متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

دارد. مثلاً می گویند: اهلیت شرط صّحّت معامله است ،یا فوت موصی شرط تاثیر وصیت است.
گاهی شرط عبارت است از توافقی که افراد ضمن عقد دیگری می کنند. این نوع توافق تابع عقد دیگر است و درصورت بطلان یا انحلال عقد اصلی، اصولاً باطل یا از بین رفته به شمار می آید.)شرط ضمن عقد( + شروط ضمن عقد: شروط باطل ؛ شروط صحیح

مبحث اوّل: شروط باطل )مهم(
شروط باطل: الف( شروطی که باطل است ولی مبطل عقد نیست. ب( شروطی که باطل و موجب بطلان عقد است.

 بند اوّل: شروطی که باطل است ولی مبطل عقد نیست برابر ماده ۲۳۲ قانون مدنی، شروط ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست:
۱. شرطی که انجام آن غیرمقدور باشد .مثال: چنان که کسی ضمن قراردادی تعهد کند که زبان بیگانه ای را به طور کامل در مدت یک روز به دیگری بیاموزد.
+ برای اینکه شرط، غیرمقدور و در نتیجه باطل محسوب شود، باید هیچ کس قدرت برانجام نداشته باشد.
+ اگر متعهد توانایی انجام شرط را نداشته باشد، ولی بتواند به وسیله دیگران آن را انجام دهد، شرط صحیح است.
+ اگر بعد از وقوع عقد شرط غیرمقدور گردد یا بعداً ذی نفع آگاهی یابد که شرط در حین عقد غیرمقدور بوده است، این وضع در معامله موثر است هرچند آن را باطل نمی کند: کسی که شرط به نفع او شده است اختیار فسخ معامله را خواهد داشت.

۲. شرطی که درآن فایده ای نباشد. قانونگذار اجازه نمی دهد که افراد از روی هوی و هوس و بدون غرض عقلایی شرطی را در قرارداد بگنجانند و اگر چنین شرطی ضمن عقد قرارداد آورده شود، قانونگذار آن را باطل می شناسد.
۳. شرطی که نامشروع باشد. باطل بودن چنین شرطی که برخلاف نظم عمومی است مبتنی بر مصلحت جامعه است: قراردادهای افراد اعم از این که اصلی یا تبعی باشد، نباید با قوانین مربوط به نظم عمومی مباینت داشته باشد. مثال: هرگاه ضمن قراردادی شرط شود که یکی از طرفین شخص ثالثی را مجروح سازد یا خانه او را آتش بزند، این شرط باطل است.

 بند دوم: شروطی که باطل و موجب بطلان عقد است
طبق ماده ۲۳۳ قانون مدنی، شروط ذیل باطل و موجب بطلان عقد است:
۱. شرط خلاف مقتضای عقد. هر عقد دارای لوازم و آثاری است؛ بعضی از این آثار مقتضای عقد است و چنان با ماهیّّت عقد درآمیخته است که نمی توان آن را از عقد تفکیک کرد. مثلاً ذات و ماهیّّت بیع ایجاب می کند که عین مال از فروشنده به خریدار منتقل گردد، پس اگر در بیع شرط شود مبیع اصلاً به خریدار منتقل نگردد این شرط برخلاف مقتضای عقد و باطل است.
+ اگر شرط خلاف مقتضای ذات عقد نباشد، بلکه خلاف مقتضای اطلاق عقد باشد، فاسد و مفسد نیست.
مقتضای اطلاق عقد چیزی است که اگر قرارداد به طور مطلق و بدون قید و شرط واقع شود آن را اقتضا می کند و معامله کننده بدان ملزم می گردد، اما طرفین اصولاً می توانند برخلاف آن توافق کنند. مثلاً اطلاق عقد اقتضا می کند که تعهد در محل وقوع عقد اجرا شود، ولی مانعی نیست که طرفین خلاف آن شرط کنند یعنی به موجب شرط ضمن عقد، توافق نمایند که تعهد در محل دیگری اجراء شود.

۲. شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود. اگر شرط مجهولی در قرارداد آورده شود که جهل به آن موجب جهل به مورد معامله باشد، شرط و عقد هر دو باطل هستند. مثًلاً اگر کسی خانه ی خود را به مبلغ صدمیلیون تومان بفروشد و شرط شود که مشتری ثمن را پس از فوت پدرش بپردازد، جهل به شرط موجب جهل به ثمن است زیرا ارزش صد میلیون تومانی که در زمانی نامعلوم باید پرداخت شود مجهول است.

+ اگر جهل به شرط که جنبه ی فرعی دارد موجب جهل به یکی از عوضین نباشد، چنان که علاوه بر ثمن معیّن و معلوم، شرط شود که مشتری یک قطه زمین نامعیّن به فروشنده بدهد، دراین صورت شرط باطل و عقد صحیح است.

مبحث دوم: شروط صحیح و احکام آن ها
قانون مدنی ، به پیروی از فقه اسلامی ، شروطی را که در ضمن عقد آورده می شود به شرط صفت، نتیجه و فعل تقسیم کرده است.
 بند اوّل: شرط صفت
ماده ۲۳۴ق.م: “شرط صفت عبارتست از شرط راجعه به کیفیت یا کمیت مورد معامله” شرط ممکن است راجع به چگونگی مورد معامله باشد، بدین معنی که طرفین کیفیت خاصی را در مورد معامله منظور و ضمن عقد ذکر کنند؛ مثًلاً در بیع قالی شرط کنند که بافت کاشان یا در خرید اتومبیل شرط نمایند ساخت سال ۲۰۱۷ باشد.
ماده ۳۵۵ق.م: “اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معّیّن فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است، مشتری حق فسخ معامله را خواهد داشت، و اگر معلوم شود که بیشتر است، بایع می تواند آن را فسخ کند. …”

 بند دوم: شرط نتیجه
ماده ۲۳۴ق.م: “شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود” دراین نوع شرط، نتیجه یکی از اعمال حقوقی به صرف شرط کردن در عقد بدون این که احتیاج به امر دیگری باشد، حاصل می گردد و از این رو به آن شرط نتیجه گویند. مثًلاً ممکن است در عقد ازدواج شرط کنند که زن در مواردی وکالت در طلاق داشته باشد.

 بند سوم: شرط فعل
ماده ۲۳۴ق.م: “شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود” ممکن است در ضمن معامله ای شرط شود که یکی از متعاملین یا شخص ثالث کاری را انجام دهد)شرط مثبت، ایجابی( مثلاً خانه ای بسازد یا کتابی بنویسید و نیز ممکن است خودداری از انجام کاری ضمن قرارداد شرط شود)شرط منفی، سلبی( مثًلاً شرط شود یکی از طرفین یا شخص ثالث از اشتغال به کار معینی خودداری کند.

تخلّف از شرط. هر گاه مشروط علیه از وفای به شرط تخلّّف کند، مشروط له می تواند با مراجعه به دادگاه اجبار مشروط علیه را تقاضا کند.)ماده ۲۳۷ق.م( در این صورت دادگاه حکم به انجام شرط خواهد کرد. هرگاه مشروط علیه از اجرای حکم دادگاه خودداری کند، احقاق حق مشروط له بدین گونه خواهد بود:
۱. اگر فعل مشروط قائم به شخص مشروط علیه نباشد، یعنی بتوان آن را به وسیله شخص دیگری انجام داد ،برابر ماده ۲۳۸ق.م قاضی “می تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.” مثًلاً فعل مشروط نقاشی ساختمان که دیگران نیز می توانند انجام دهند و قاضی می تواند دستور دهد نقاش دیگری ساختمان را نقاشی کند و هزینه آن از اموال مشورط علیه وصول گردد.
۲. اگر فعل مشروط قائم به شخص مشروط علیه نباید، یعنی دیگری نتواند آن را بدان گونه که مد نظر بوده انجام دهد، برابر ماده ۲۳۹ق.م مشروط له حق فسخ معامله را خواهد داشت. بنابراین فسخ معامله باید به عنوان آخرین چاره مورد استفاده مشروط له واقع شود. البته فسخ معامله تنها مجازات تخلّف از شرط نیست، بلکه مشروط له می تواند قرارداد اصلی را نگه دارد و جبران خسارت ناشی از عدم انجام شرط را بخواهد.

شرط دادن رهن یا ضامن: از مصادیق شرط فعل تعهد به دادن رهن یا ضامن برای دین است .ماده ۲۴۱ق.م:
“ممکن است در معامله شرط شود که یکی از

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید