متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

برخلاف جرایم سود­بخش که درآن نفع شخصی منظور است، در جرایم عدالت­خواهی کاذب فاعل شخصاً ذی­نفع نیست. مباشردر واقع با ارتکاب جرم می­خواهد به زعم خود عدالت را در زمینه روابط خصوصی یا در زمینه روابط عمومی دوباره برقرار سازد و فقط به تصور اجرای عدالت اجتماعی، مرتکب جرم می­شود، اما در عمل همیشه یک احساس انتقام­جویی، نوع­دوستی، ایدئولوژی و… بیش یا کم شدید در این نوع از جرم وجود دارد که توأم با نوع­خواهی به نظر می­رسد[1]. البته این نوع از جرایم داخل در شرایط دفاع مشروع نیست. مثل عمل فردی که مقابل بی­­مهری همسر خود اقدام به خودکشی یا ضرب و جرح و قتل طرف مقابل می­کند؛ یا عمل اشخاصی که برای ابراز نارضایتی خود اقدام به شورش و تخریب دسته­جمعی می­کنند.[2]

 

 

4ـ جرایم سازمان­یافته

جرایم سازمان­یافته در یک وضعیت که خاص نبوده و موقعیتی نیز برای ارتکاب جرم وجود ندارد با طرح نقشه، نشانی محل، خرید لوازم مورد نیاز، انتخاب شرکاء و معاونین و مقدمات جرم فراهم می­شود، یا به عبارت دیگر این جرایم نتیجه اراده ناشی از تبانی و مشاوره چند نفر برای ارتکاب یک یا چند اقدام جنایی و اساساً به منظور تصاحب اموال دیگران است. انگیزه اصلی ارتکاب این گونه جرایم حرص و طمع است. مثل جرایم    یقه­سفید­ها و جرایم بزهکاران به­عادت.[3] سه نوع جنایت سازمان­یافته تشخیص داده شده:[4]

1ـ4ـ تبهکار سازمان­یافته با خصیصه بهیمی یا پرخاش­جویی، مانند: سرقت مسلحانه، اخاذی به عنف و…

2ـ4ـ پرداختن به فعالیت­های غیر­قانونی سود­بخش مانند: اداره قمارخانه، قوادی، قاچاق مواد­مخدر و…

3ـ4ـ جنایت یقه­سفید، عبارت است از کار اشخاصی که به گروه­های اجتماعی سطح بالا تعلق دارند و شامل اعمال مکارانه است. تقلب در امور مالیاتی، جعل و رشوه دادن به کارمندان دولت و… از آن جمله­اند.

 

ب ـ تفکیک انگیزه از سایر مفاهیم جرم­شناسی

در جرم­شناسی، چهار پدیده وجود دارد که در بررسی­های جرم­شناسی، همواره تکیه گاه این علم محسوب شده و اصول جرم­شناسی نامیده می­شود. زیرا به طور مداوم و در همه مباحث، وسیله و واسطه بحث­ها و تجزیه تحلیل­های تحقیقات می­باشد. علت، عامل، انگیزه و شرط پدیده­هایی هستند که هر یک دارای معنا و مفهومی هستند.[5] گاه در اثر عدم توجه به مفاهیم مذکور، یکی از این پدیده­ها در معنای دیگری به کار می­رود و گاه مفهوم اصلی خود را از دست داده و مسیر تحقیق را نیز تغییر می­دهد. شناخت این اصول، جرم­شناس را در نیل به اهداف تحقیقاتی خود موفق می­نماید.

 

1ـ علت

«علت و معلول» دو مفهوم شناخته شده در جهان امروز هستند و ذهن کنجکاو بشر از همان اوایل ظهور فلسفه «اصل علیت» را به روشنی و به عنوان یک اصل بدیهی پذیرفت و یقین حاصل کرد که در جهان هستی هر آنچه به ظهور می­رسد، زاییده امر یا امور دیگری به نام «علت و معلول» می­باشد.

«علت» تعبیری است که در علومی چون منطق، فلسفه، اصول، پزشکی و جرم­شناسی و… به­کار می­رود. در تعریف علت آمده است: «چیزی است که چیز دیگر بر آن متوقف باشد. از وجود آن امر دیگری و از عدم آن، عدم آن امر لازم آید».[6] معلول در اثر علت، ممتنع می­شود و از رفع علت و عدم آن، عدم معلول لازم می­آید. «به هر حال هرگاه میان دو امری، بستگی وجود داشته باشد آن را که محتاج­الیه است، علت نامند و دیگری را که محتاج است، معلول گویند.»[7] تعریف مذکور از قرن­ها پیش در فرهنگ غنی اسلامی شناخته شده بوده و در تمام زمینه­های علمی کاربرد دقیق و مستمر داشته و دارد.

سازمان­ملل به تازگی در تعریف علت گفته است: «شرط لازمی که بدون رفتار مجرمانه بروز نخواهد کرد». تعریف مذکور ناظر به علت جرم است. در این تعریف علت را به صورت عام و مطلق توصیف نکرده بلکه علت و شرط را در هم آمیخته است.[8]

در جرم­شناسی، علت، آفریننده جرم است؛ به عبارت دقیق، در جرم­شناسی، علت جرم از مجموعه یا اقتران و ترکیب چندین عامل جرم­زا و فقدان مانع یا عوامل باز­دارنده بوجود می­آید؛ یعنی، اگر مقتضی موجود و مانع مفقود باشد «علت تامه» بوجود می­آید[9].در واقع هر علتی ممکن است از عوامل متعدد شکل گیرد، لذا عامل می­تواند تشکیل دهنده علت باشد. در تفکیک انگیزه و علت باید گفت که علت پدیده­ای عینی و انگیزه امری ذهنی است.[10] «علت، از رابطه بین فرد و وضعیت ناشی می­شود و در واقع وجود خارجی دارد و به فرد وابسته نمی­باشد در حالی که، انگیزه به فرد وابسته است و بوسیله نتایج حاصله از عوامل خارجی که در زندگی داخلی او تأثیر می­بخشد، بوجود می­آید».[11]

 

2ـ شرط

شرط در حقوق اسلامی از ابتدا به خوبی از علت متمایز شده است. از معانی شرط، معنای مورد نظر در جرم­شناسی، عبارت است از: «شرط امری است که در ایجاد شیئ دیگری تأثیر داشته باشد. به طوری که از وجودش وجود آن شیئ لازم نیاید ولی از عدمش عدم آن لازم آید».[12]

پس به عبارت جرم­شناسانه، می­توان گفت که شرط زمینه را برای انجام اعمال ناسازگار و بزهکارانه فراهم نموده و یا عوامل موجود را تقویت می­نماید. چرا که وقوع جرم از سوی فردی که تحت تأثیر «علت» قرار داشت، نیاز به «شرایط مساعد» دارد. شرط تأثیری نافذتر از عامل ساده دارد، به گونه­ای که اگر به عوامل موجود اضافه شود، امکان پدید آمدن جرم جدید و افزایش جرایم موجود فزونی می­یابد. شرط عامل نیرومندی است که زمینه بسیار مساعدی برای بروز جرم فراهم می­سازد.[13]

تفاوت بین علت و شرط در این است که چندین عامل به تدریج در فردی اثر منفی گذاشته و او را برای ارتکاب جرم آماده می­سازد. فرضاً محیط نا­مناسب خانواده، فقر و … در فردی آمادگی­های لازم را برای دزدی بوجود آورده بدون اینکه هنوز تصور یا تصمیمی در این رابطه داشته باشد. حال در موقعیتی خاص در یک برهه زمانی نیاز شدید و اضطرار به او مستولی گشته و زمینه­های لازم هم برایش پیش می­آید و بطور مثال در یک بانک کار می­کند، این شرایط جدید یعنی فشار نیاز و موقعیت کاری، او را به اندیشه ارتکاب سرقت وا می­دارد.

 

3ـ عامل

به هر ویژگی فردی یا اجتماعی که در بوجود آمدن و شکل­گیری و افزایش جرم نقش مؤثری ایفاء نماید، عامل گویند. بدیهی است، عامل فقط ایجاد زمینه برای بزهکاری است و تعیین کننده نمی­باشد. دلیل قاطع این نظر عدم تأثیر شرایط و عوامل اجتماعی به طور یکسان بر روی افرادی است که تحت تأثیر شرایط و عوامل اجتماعی بطور مساوی و یکسان بر روی افرادی است که تحت تأثیر آن شرایط و عوامل به سر می­برند. به عبارت دیگر، بعضی به سوی بزهکاری روی آورده و برخی افراد سازگار و بسیار موفقی می­گردند. به همین جهت    اثر­گذاری عوامل جرم­زا تناسب مستقیم با خصوصیات فردی و جنس، سن، استعداد، عاطفه، کمبود­های روانی، تربیتی و آموزشی، شرایط خانوادگی و انگیزه­های

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید