متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

از آنجا که شناخت حقایق عمده در بیمه یک مساله فنی است، تشخیص اینکه چه مواردی باید حتما به اطلاع طرف مقابل برسد، کار آسانی نیست. در نتیجه ممکن است برخی از حقایق پوشیده بماند و بعدا طرف مقابل به استناد عدم افشا برخی حقایق مدعی شود، بنابراين لازم است با بکارگیری ابزارهایی در شناسایی حقایق عمده قلمروی تعهد هر طرف مشخص شود. مهمترین معیار ارائه شده در این خصوص این است که حقایقی که در تصمیم طرف مقابل در ورود یا عدم ورود به قرارداد و یا شرایط قرارداد تاثیرگذار باشند، عمده محسوب شده و لزوما باید افشا شوند.

بند اول : محدود بودن تعهدات اطلاعاتي به حقايق و اطلاعات عمده

مهمترين فاكتوري كه محدوده تعهدات اطلاعاتي در عقد بيمه را مشخص مي­كند و نشان
مي­دهد كه چه اطلاعاتي بايد افشا شوند، اساسي و عمده بودن حقايقي است كه افشاي آنها مي­تواند بر ارزيابي طرف مقابل تاثيرگذار باشد. قانون بيمه 1316 در ماده 12 تغيير در موضوع خطر يا كاستن از اهميت آن را به عنوان معيار تشخيص اساسي بودن حقايق و ضرورت افشا قرار داده است.

بند دوم ماده 18 قانون بیمه دریایی انگلستان تعریف خوبی از حقیقت یا واقعیت عمده به عمل آورده است. به موجب این ماده « هرگونه اوضاع و احوال هنگامی عمده تلقی می­شود که نظر یک بیمه­گر محتاط در تعیین حق­بیمه یا تصمیم­گيري در مورد تقبل خطر را تحت تاثیر قرار دهد.»؛[91]

بند دوم: درجه تاثیر بر طرف مقابل

همان­طور که اشاره شد در قرارداد بیمه حقايقي عمده محسوب مي­شوند كه بر تصميم طرف مقابل تاثير داشته و مسبب انعقاد قرارداد باشند.[92]  به موجب ماده 12 قانون بیمه «هرگاه بیمه­گذار عمدا از اظهار مطالبی خودداری کند یا عمدا اظهارات کاذبه بنماید و مطلب اظهار نشده یا کاذبه طوری باشد که موضوع خطر را تغییر داده یا از اهمیت آن از نظر بیمه­گر بکاهد عقد بیمه باطل خواهد بود حتی اگر مراتب مذکوره تاثیری در وقوع حادثه نداشته باشد…»

با توجه به این ماده شاید اینطور به نظر بيايد که دیگر بحث از درجه تاثیر حقایق عمده ضرورتی نداشته و این ماده با این بیان جایی برای بحث باقی نگذاشته است. اما با کمی دقت در ماده مشخص می­شود که آنچه در ماده 12 قانون بیمه آمده درجه تاثیر در وقوع حادثه است، در حالیکه آنچه مورد بحث می­باشد و اهمیت دارد درجه تاثیر در تصمیم طرف مقابل است.[93]

اطلاعات و واکنش در مقابل افشای آنها را به سه دسته مي­توان تقسیم نمود؛ [94]

1- حقایقی که اگر طرف مقابل از آنها آگاه باشد، بطور قطع از انعقاد قرارداد خودداری می­نماید.

2- حقایقی که اگر طرف مقابل از آنها آگاه باشد، احتمالا با شرایطی قرارداد را منعقد ­نماید.

3- حقایقی که اگر طرف مقابل از آنها باخبر باشد، در تصمیم­گیری خود آنها را مورد توجه قرار می­دهد، اما نه مانند نوع اول که منجر به رد و عدم انعقاد قرارداد شود و نه مانند نوع دوم که بر روی شرایط قرارداد بسیار تاثیرگذار باشد. بلکه معمولا آن دسته از اطلاعات از نظر یک شخص متعارف چندان حائز اهمیت محسوب نمی­شوند. [95]

حقایق عمده افشا نشده در صورتی واجد اثر خواهند بود که اگر افشا شده بودند در تصمیم طرف مقابل موثر بودند. چنانچه کتمان حقایق یا عدم افشا موجب انعقاد قرارداد و پذیرش شرایط اساسی آن نشده باشد، (نوع سوم)، طرف مقابل نمی­تواند صرفا بر این اساس که مایل بوده همه چیز را بداند از قرارداد اجتناب نماید. لذا از میان انواع فوق تنها حقایق نوع اول و دوم علیه طرف کتمان­کننده قابل استفاده هستند؛ البته منظور از اجتناب از قرارداد، اجتناب از اصل و موجودیت قرارداد (فسخ یا ادعای بطلان) و یا اجتناب از تعهدات قراردادی است.

اینکه چه موضوعاتی موثر در تصمیم طرف مقابل خواهد بود، بستگی به نوع پوشش بیمه­ای و در نظر گرفتن طرفین عقد به عنوان بیمه­گر و بیمه­گذار معقول می­باشد.

1- نوع بیمه

حقایق عمده حقایقی هستند که در ارتباط با موضوع بیمه مهم تلقی شده و به ویژه در ارتباط با ریسک مورد بحث از اهمیتی ویژه برخوردارند. ارزش اطلاعات در تمام انواع مختلف رشته­های بیمه­ای دارای اهمیت یکسانی نیستند، آنچه در یک رشته از بیمه مهم تلقی می­شود، ممکن است در رشته­ای دیگر اهمیتی نداشته باشد. برای مثال امکان دارد که یک بیمه­گر با اینکه سوالی به ذهنش خطور کرده، آن را مطرح نکند، چون از نظرش عمده به حساب نمی آید، اما همین بیمه­گر اگر می­خواست با همان بیمه­گذار قرارداد بیمه در زمینه دیگر منعقد نماید، حتما آن سوال را می­پرسید.

این موضوع را می­توان در یک رای صادره در نظام حقوقی انگلستان مشاهده نمود. در پرونده «Glascova insurance corporation limited v. Viliam Simonce and partners  »، قاضی در قسمتی از رای خود به این موضوع اشاره کرده است، «من مطمئنم یک شخص عادی فکر می­کند ریسکی که برای آن از شرکت­های بیمه درخواست تامین می­کند، چون قبلا توسط شش بیمه­گر دیگر رد شده موضوعی مهم تلقی می­شود و بسیاری از متصدیان بیمه عمر صریحا می­پرسند آیا بیمه عمر شما قبلا توسط شرکت دیگری رد شده یا نه؟ در حاليكه در بیمه­های حمل و نقل دریایی رد پیشنهاد از سوی سایر بیمه­گران نیاز به افشا ندارد… .»[96]

2- بیمه­گر  و  بیمه­گذار معقول

هرگاه بیمه­گر یا بیمه­گذار در تشخیص اینکه موضوعی در کدام دسته از موارد سه­گانه بالا قرار می­گیرد، دچار تردید شوند، باید به عنوان یک بیمه­گر و بیمه­گذار معقول رفتار نمایند. وقتی یک انسان معقول اين احتمال را ممكن بداند كه چنانچه طرف مقابل از حقایقی آگاه شود بر تصمیمش تاثیر می­گذارد، باید آن موارد را افشا نماید. بدیهی است که در اینجا معیار نوعی مورد نظر می­باشد. برخورد اشخاص با یک موضوع یکسان نیست، امکان دارد یک بیمه­گر موضوعی را واجد اهمیت قابل ملاحظه نبیند و در نتیجه این فاکتور را در تعیین میزان حق بیمه دخالت ندهد و یا حتی در تصمیم او به پوشش تامین اصلا تاثیر نگذارد، در نتیجه افشا یا عدم افشای آن از سوی بیمه­گذار تاثیری در اعتبار بیمه­نامه نداشته باشد؛ درحالیکه بیمه­گر دیگر محتاط­تر بوده و محافظه­کارتر عمل نماید، و آن موضوع برایش مهم و عمده باشد. بنابراین به روش یک بیمه­گر خاص نباید توجه کرد و این معیار را باید نوعی در نظر گرفت.[97]

چنانچه يك دسته اطلاعات بر يك فرد متعارف تاثيري نداشته باشد، بار اثبات اينكه بر طرف قرارداد واقعا تاثيرگذار بوده و برايش عمده تلقي مي­شده، با طرفي است كه ادعا مي­كند. بنابراين هرچند اطلاعات و حقايق اظهار نشده با توجه به ملاك نوعي عمده و تاثيرگذار محسوب نشوند، اين امكان وجود دارد كه طرف مقابل عمده بودن آنها نسبت به خودش را اثبات نمايد. اين ديدگاه در دو پرونده Goff v. Gauthier (1991)  و همچنين پرونده  Museprime Properties Ltd v. Adill Properties Ltd (1990)  مورد توجه قرار گرفت. [98]

با اين وجود به نظر مي­رسد

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید

دسته بندی : دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید