متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

ظرفیت‌های سرمایه‌ی انسانی، تولید و تقویت پایه‌ی صنعتی کشور.

کارآمدیِ زیرساخت صنعتی هر کشور که برای مردمانش کار فراهم می‌کند و به تولید و توزیع ثروت می‌پردازد و سودها را افزایش می‌دهد، شرطی ضروری است. بدون وجود مشاغل، کیفیت زندگی مردم تا آنجا سقوط می‌کند که ممکن است به ازهم‌گسیختگی جامعه و کشمکش در عرصه‌های مختلف منجر شود. مسئولین در کشور ایالات متحده، در مقام یک ملت و کشور، باید نوعی استراتژی برای مقابله با مشکلاتی نظیر هزینه‌های اعزام نیرو بیابند. با این‌همه، فقر فقط مشکل کشورهای جهان‌سوم نیست و ممکن است گریبان ایالات متحده را هم، به‌ویژه در خلال رکودی عمیق فعلی، بگیرد. هیچ اجتماع محلی یا جهانی، با کل جمعیتی متشکل از «دارا‌ها» و «ندارها» نمی‌تواند تا همیشه به حیات خود ادامه دهد. این خلأ اکنون در ایالات ‌متحده بیش از پیش در حال عمیق‌تر ‌شدن است.

امنیت ملی یعنی نیرومندی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی توأمان. در دنیای امروز، امنیت ملی برای هر ابرقدرت، بدون توانمندی نظامی، بی‌معناست. قدرت و امنیت ایالات‌متحده و محافظت از دارایی‌ها و شهروندانش در سراسر جهان، از ضروریات امنیت ملی است. تحقق استراتژی امنیت ملی ایالات ‌متحده، در فضای جهانی صورت می‌گیرد و شاخصه‌اش را می‌توان در این رویدادها سراغ گرفت: تحولات پی‌درپی در تکنولوژی، دادوستدهای متقابل و نوظهور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، ایجاد فرصت‌های گسترده برای تقویت اصول دموکراتیک و در نهایت، پیوند‌ها و پیمان‌هایی برپایه‌ی منافع و به‌دور از ملی‌گرایی سنتی.

گزارش مذکور، که در قالب شش فصل به‌صورت مفصل و تحلیلی به بحث و بررسی مفاهیم فوق‌الذکر پرداخته است، با ارائه‌ی راهکارهای عملیاتی از سوی کارشناسان امنیت ملی ایالات متحده، دولت این کشور را در تحقق اهداف مدنظر یاری می‌رساند.

در فصل اول این گزارش، دیوید واکر، کارشناس حوزه‌ی اقتصاد امنیت ملی، این موضوع را مورد توجه قرار می‌دهد که چنانچه از شاخص اقتصادی قدرت ملی غفلت کنیم و آن را بد بفهمیم، خطر اصلی برای کشور، قرضه‌ی ملی و آثار ناخواسته‌ی آن برای نسل‌های آینده است. استدلال‌های این کارشناس برای سیاست‌سازان و شهروندان، هشدارآفرین و حیاتی است. در واقع مقاله‌ی او رهیافتی معقول ارائه می‌دهد تا در مؤسسات مالی و اعتباری کشور به‌موقع اجرا شود.

نقش و جایگاه آمریکا در جهان، مبتنی‌بر خبرگی و توانمندی نظامی و اقتصادی آن است. در فصل دوم، کارشناسی به نام جان مورتون، ردپای ریشه‌های تاریخی اقتصاد و نقش آن در تقویت جایگاه ابرقدرتی ایالات متحده را دنبال می‌کند. پیشنهاد او این است که ایالات‌متحده به استراتژی کلان اقتصادی نیاز دارد. او همچنین راه پیشِ رو را در قالب برنامه‌ای چندمرحله‌ای برای تصمیم‌گیران دولتی به تصویر می‌کشد.

امنیت اقتصادی قرن بیست‌ویکم ممکن است بدون منبع واحدِ پایدار انرژی تأمین شود؛ اما بدون انرژی کافی برای تأمین منابع تمدن معاصر، امنیتی در کار نیست. کیس کولی در فصل سوم این گزارش، رهیافت خود را درباره‌ی برنامه‌ی انرژی توضیح می‌دهد. این برنامه با لحاظ نمودن یک استراتژی کلان و با عملیاتی کردن آن، آینده‌ی کشور آمریکا در موضوع انرژی را تضمین می‌کند.

در فصل چهارم، کارشناسی به نام لوئیس اینفنت، راهکارش درباره‌ی امنیت انرژی را عرضه می‌کند. طرح ابتکاری امنیت ملی انرژی، مدلی ویژه را توصیف می‌کند که کشور با به‌کار‌گیری آن می‌تواند پیچیدگی‌ها و مشکلات کل سامانه‌ی انرژی را مدیریت کند. این طرح ابتکاری، متضمن سازوکارهایی برای پیشبرد تحقیق و توسعه است تا تصمیم‌ها و استراتژی‌های سیاست‌سازان، آن را محقق سازد.

چگونه یک کشور می‌تواند ابرقدرت اقتصادی و نظامی باشد؛ در حالی‌که برای تضمین برخوردار شدنِ تمام جامعه از دانش و بسترهای مناسب و کافی، برنامه‌ای ندارد؟ مایرا شیپلت و گروه همکاران او، در فصل پنجم این گزارش به این مجموعه ‌مسائل پیچیده اشاره می‌کنند و نیز به این نکته می‌پردازند که اگر مدارس و دانشگاه‌های ایالات ‌متحده دانش‌آموختگانی تحویل دهند که در دنیای جهانی‌شده‌ی قرن بیست‌ویکم، توان رقابت داشته باشند، این کشور می‌تواند کارآمدی داشته باشد و به وظایف خود در محیط‌های ملی و فراملی عمل کند.

چنانچه شرکت‌های تجاری ایالات‌متحده توانایی خود در نوآوری را از کف بدهند، این کشور نمی‌تواند از اقتصادی قدرتمند برخوردار باشد. کامرون مدینا، دیگر کارشناس این کنفرانس، در فصل ششم گزارش، نکات متعددی را بررسی می‌کند تا نشان دهد در چنگ ‌گرفتن و تسلط بر نوآوری، به‌عنوان شاخص اصلی اقتصاد کشور، چه معانی و پیامدهایی دارد.

در نهایت می‌توان نتیجه‌گیری بحث را در قالب این سؤال ارائه نمود که دولت ایالات متحده باید از چه سازوکارهایی برای توسعه‌ی توانمندی‌های کشور در زمینه‌ی برنامه‌ریزی، به شیوه‌ی دولت‌گستر و برای آینده‌ی خویش که از گذشته‌اش کاملاً متفاوت خواهد بود، بهره گیرد؟ از الزامات این‌گونه برنامه‌ریزی، رهیافت‌های نظام‌مند غیرخطی به حل مسئله و استفاده از تحلیل و نیز ترکیب هر دو است. موفقیت در راه‌اندازی چنین سیستم پیچید‌ه‌ای، به یکپارچگی عناصر عمده‌ی قدرت ملی نیازمند است: عناصر دیپلماتیک، اطلاعاتی، نظامی، اقتصادی و…

زمانی‌که این عناصر با موفقیت متحد شدند، آن‌وقت، هم قدرت و توانمندی ما در مقامِ یک کشور تضمین می‌شود و هم توانایی ما در ایجاد تحول مثبت در تمامی جهان تقویت می‌گردد. سیستم امنیت ملی آینده، به‌مثابه‌ی سیستمی پیچیده و سازگار، باید از ویژگی‌های خاصِ ذاتی برخوردار باشد تا موفق عمل کند. این سیستم باید ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

  1. اطلاعات را به ‌اشتراک بگذارد و به‌صورت افقی، همکاری و مشارکت کند
  2. نیاز‌ها و مشارکت‌های پیش‌‌بینی‌نشده را هماهنگ سازد
  3. در مواقع تردید و بلاتکلیفی، با چالاکی و سرعت‌عمل رفتار کند
  4. ساختار‌ها و فرآیند‌های منفرد را با هم ترکیب کند
  5. نگرشی بلندمدت را به‌کار بگیرد و استمرار بخشد.

از آنجا که از سیستم‌های پیچیده‌ی سازگار سخن به میان آمد، دشوار می‌توان پدیده‌های ژئوپلیتیکی و اجتماعی و اقتصادی را از هم جدا کرد. گرایش صاحب‌نظران بدان است که تمامی این عناصر را در تعامل با هم به‌عنوان سیستمِ سیستم‌ها در نظر آورد. در عالم واقع هم با سیستم‌های پیچید‌ه‌ای از سیستم‌های پیچیده سروکار داریم و این همان چالش پیش روی سیاست‌گذاران است. جهانی‌سازی به دنیایی به‌هم‌وابسته و باهم‌مرتبط انجامیده است؛ تکنولوژی آسان و در دسترس، پسرفتِ محیط‌زیستی، کسادی جهانی بازار سرمایه، ترور

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید