متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

متن کامل در سایت baharfile.com

 

وجود عنصر روانی، یعنی ترک کننده فعل، عمدا و از روی سوءنیت مجرمانه از انجام وظیفه خود سرباز زند، البته ضرورت وجود عنصر روانی در جاییه که بخواهیم فرد رو دارای مسئولیت کیفری تلقی نماییم، یعنی آنکه براساس قانون مجازاتش کنیم و گرنه در خیلی از مواردی که نتیجه حاصله به یاد ترک وظیفه اونم نه به طور عمدی، بلکه از روی غفلت و سهل انگاری صورت میگیره، فرد باید خسارت وارده رو جبران نماید. به عبارت بهتر در بیشتر موردها واسه اینجور فردی مجازاتهای بدنی و زندان و از این قبیل که واسه جرایم عمدی در نظر گرفته می‌شه، تعیین نمی‌شه، بلکه ایشون تک به پرداخت جریمه مالی محکوم می‌شه(نوربها: 1385، 163).

4-3- محدوده ترک فعل در جرایم مختلف

طبق ماده 14 ق.م.ا.ق مجازات‌ها، به چار دسته تقسیم می‌شه.

4-3-1-جرایم مستلزم حد

حد به مجازاتی گفته می‌شه که نوع و میزان و کیفیت اون در شرع تعیین شده. عنصر مادی تموم جرایم حدی، تک از راه فعل  مثبت تحقق می‌یابد، و ترک فعل اصلا نمیتونه عنصر مادی جرایم حدی مثل زنا،  لواط، شرب خمر و سرقت و… تلقی شه. بعنوان مثال میشه به سرقت حدی اشاره نمود که عنصر مادی اون طبق ماده 198 ق.م.ا ربودنه. واضحه که عمل ربایش تک از راه فعل مثبت امکان پذیره( گلدوزیان: 1384، 80).

4-3-2-جرایم مستلزم قصاص

قصاص به دو دلیل انجام می‌شه. قتل عمدی ماده 290 .م.ا. و جنایات عمدی بدنی کمتر از قتل. مثل قطع عضو عمدی هر چند مصادیق مندرج در مواد یاد شده از انجام کار سخن گفته و به نوعی فعل مثبت رو به ذهن متبادر می‌سازد، سوال اصلی اینجا وجود داره که قتل عمدی و جرح یا نقص عضو عمدی با ترک فعل هم محقق می‌شه؟ واسه ورود به بحث ناگزیر به بیان مقدمه‌ایی می‌باشیم. به اعتقاد بعضی از دانشمندا حقوق، ترک فعل در اسلام، به دوگونهه:

الف- ترکی که ابدا در به وجود اومدن گناه مؤثر نیس، بلکه گناه در اثر دلیل خاصّ خود به وجود میاد، آخر آنکه شخص تارک می تونه کاری انجام دهد که از اون گناه جلوگیری کنه ولی این کار رو انجام نمی‌دهد و مثل ناظری بی طرف به گناه نظاره می‌کنه.

ب- ترک فعلی که سبب و دلیل به وجود اومدن گناه باشه، مثل اینه که کسی کودک، دیوانه، یا فرد عاجزی رو در محلی بی غذا و سایر لوازم ضروری نگاه داره و اون در اثر این ترک جون خودتون رو از دست بده. بی شک اینجور کسی مسئوله. این ترک بر خلاف قسم اول فعل حساب می‌شه(گرجی: 1385، 103).

البته باید اینم بگیم که که در قوانین ایران حکم صریحی در این مورد وجود نداره و همین موضوع باعث شده که چند تا از حقوقدانان، به استناد نبودن نص خاص، تحقق این‌گونه جرایم رو با ترک فعل ممکن ندانند( پوربافرانی: 1388، 28).

بعضی از حقوق‌دانان در توجیه این مطلب که چرا قانون گزار در بندهای الف تا ج مواد 290 ق.م.ا تک از عبارت انجام کار و عمل استفاده نموده و به نوعی ترک فعل رو از بندهای مواد یاد شده خارج نمودهه، اظهار داشته اند که: «مقنن در صدد بیان عنصر مادی قتل عمدییا جرح و نقص عضو عمدی نبودهه، بلکه غرض از بیان عباراتی  مثل انجام کار اشاره به عنصر معنوییعنی عامدانه بودن عمل از سوی مرتکب جرمه» (میرمحمدصادقی: قبلی، 37).

4-3-3-جرایم مستلزم پرداخت دیه

ماده 448 ق. م . ا به تعریف دیه پرداختهه، بیان می داره« دیه مقدر، مالی معینیه که در شرع مقدس به سبب جنایت غیر عمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص نداره، مقرر شده». دیه هم به طور کلی در موردها قتل یا جرح و نقص عضو غیر‌عمدی و یا درجنایات عمدی که در اون قصاص امکان‌پذیر نیس تعلق میگیره. ماده 290ق.م.ا اینجا هم با همون اجمال قانونی و اختلاف نظر حقوق‌دانان که در مبحث قصاص مطرح شد روبه رو‌ایم. که مقصود مقنن از انجام کار تک فعل مثبت بوده و یا اینکه ترک فعل هم می تونه با وجود شرایطی عنصرمادی تلقی شه. به نظر بعضی ماده 522 ق. م ا بیان می داره« متصرف هر حيواني كه از احتمال حمله اون آگاهه بايد اون رو حفظ نمايد و اگه در اثر تقصير اون، حيوان مزبور به ديگري صدمه وارد سازد، ضامنه. ولي اگه از احتمال حمله حيوان آگاه نبوده و عدم آگاهي ناشي از تقصير اون نباشه، ضامن نيست.

تبصره 1- نگهداري حيواني كه شخص توانايي حفظ اون رو نداره، تقصير حساب مي‌شه.

تبصره 2- نگهداري هر وسيله يا شيء خطرناكي كه ديگران رو در معرض آسيب قرار دهد و شخص قادر به حفظ و جلوگيري از آسيبرساني اون نباشه، مشمول حكم تبصره(1) اين مادهه».

هر چند در این مورد باید اشاره کرد که پرداخت دیه از باب مسئولیت مدنی مطرحه نه بخاطر مسئولیت جزایی.

4-3-5-جرایم مستلزم مجازات‌های تعزیری

تعزیرات به مجازاتی که نوع و مقدار اون در شرع تعیین نشده  و به نظر حاکم واگذار شده گفته می‌شه. ماده 18.م.ا. و مجازات بازدارنده از طرف حکومت در قبال تخلف از مقررات حکومتی تعیین می‌شه. از جمله جرایمی که مجازاتهای تعزیری یا بازدارنده به اونا تعلق میگیره و عنصر مادی اون با ترک فعل تشکیل می‌شه، میشه به خوداری از اطلاع رسانی مأمورین دولتی آگاه از جرایم صورت گرفته در اداره متبوع خود به مراجع قانونی، موضوع ماده 837 ق.م.ا. و ترک نفقه زوجه مندرج در ماده 868 ق.م.ا. اشاره نمود.

4-3-6- محدوده ترک فعل در صور مختلف ارتکاب جرم

ارتکاب جرم به اشکال مختلفی صورت می‌پذیرد، گاه مجرم به تنهایی تصمیم به انجام عمل مجرمانه یا ترک وظیفه قانونی میگیره و باید به این دقت کنیم که مستقیما و در اصطلاح حقوقی اون جرم رو با مباشرت خود انجام می ده(نوربها، قبلی، 191).

نمونه‌‌‌‌های خیلی در این مورد وجود داره، مثل سرقت یا خیانت در امانت از راه عدم رسیدگی به مال مورد امانت. حالت دیگه ارتکاب جرم در جاییه که فرد با مشارکت دیگه ای دست به عمل مجرمانه می زنه. مثل اینکه با همکاری یه یا چند نفر دزدی می‌کنه و یا آنکه دو یا چند نفر با وجود دارا بودن وظیفه قانونی و توانایی لازم از کمک نمودن به فرد در معرض خطر مرگ عامدانه خوداری کنن(اردبیلی، قبلی، 29).

حالت سوم در وقتیه که فرد در صحنه عملیات اجرایی جرم حضور نداشته و تک مباشر یا شرکای جرم رو در صورتی که فعل مجرمانه توسط دو یا چند نفر صورت گرفته به اشکالی مثل تحریک به ارتکاب جرم، تهیه وسایل انجام جرم، ارائه روش‌های ارتکاب جرم نماید و یا وقوع جرم رو تسهیل نماید(قبلی،39).

واسه نمونه فردی که نقشه سرقت از بانک رو طراحی نموده و خود در عملیات سرقت شرکت نمی‌‌کنه، معاون جرم به تعداد می‌رود، نکته قابل بررسی اینه که معاونت در جرم از راه ترک فعل هم صورت میگیره؟ به اعتقاد دانشمندا حقوق معاونت با ترک فعل در موردها نادری امکان پذیره، هر

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید


دیدگاهتان را بنویسید