متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

ندارد نیز کودکان خود را تنبیه می کنند. میان تنبیه فیزیکی و بزهکاری کودکان، همسر آزاری و بزهکاری کودکان ارتباط وجود دارد نتایج تحقیقاتی که در ترکیه صورت گرفته است ، تأکید تنبیه فیزیکی از سوی والدین یا معلمین با میزان آدم کشی مرتبط بوده است. تنبیه فیزیکی رابطه میان کودک و والدین را متزلزل کرده، میزان احترام به والدین در کودک را پایین می آورد و باعث از بین رفتن ایمان به عدالت در کودک می شود. در عین حال انضباط نامناسب نیز می تواند منجر به بزهکاری شود. احتمال ارتکاب جرم توسط کودکانی که مادران آنها فرزندانشان را به اعمال شرایط انضباطی تهدید می کنند ولی در برقراری این ارتباط انضباط ناتوانند نسبت به کودکان مادرانی که در امور تربیتی و انضباطی جدی ترند، بیشتر است. کودکانی که باور داشته باشند رفتار آنها توسط والدینشان کنترل می شود کمتر مرتکب جرم می شوند. رابطه والدینی که رفتار فرزندانشان را از نزدیک تعقیب کرده و بررسی می کنند با کودکانشان عمیق تر است. آنها به کودکانشان در کم کردن اعمال مجرمانه کمک می کنند رابطه میان بزهکاری و مورد آزار و اذیت قرار گرفتن نیز موضوع برخی تحقیقات است. دلایل با وجود ناکافی بودن در دستیابی به نتیجه ای واحد، وجود رابطه ای قوی میان بزهکاری و مورد آزار و بی توجهی قرار گرفتن را مطرح کرده ند: 1- والدینی که خود در کودکی موجب آزار و اذیت قرار گرفته اند این امر را در کودکان خود نیز پیاده می کنند. 2- مساعد تر بودن خانواده های طرد شده به کودک آزاری.

2-6-1-1-7- وجود فرد بزهکار در خانواده

یکی از مهمترین فاکتورهایی که در بزهکاری فرد نقش دارند، وجود فرد بزهکار دیگری در خانواده است. این امر مخصوصاً در بزهکاری کودکان نقش مهمی دارد. در حالیکه پژوهش های زیادی در این موضوع صورت گرفته است ، در تحقیقاتی که بر روی 1000 کودک بزهکار در استانبول به عمل آمده  مشخص شده که این فاکتور نقش زیر بنایی دارد. بر اساس نتایج این تحقیقات در خانواده 8/48 % کودکان بزهکار، افراد بزهکار دیگری نیز وجود داشته است همچنین در خانواده های کودکان بزهکار با مواردی چون الکلیسم، بزهکاری و طرد شدن از سوی خانواده بیش از خانواده های کودکان غیر بزهکار مواجه می شویم. به همین دلیل اگر در خانواده ای که اطفال و نوجوانان در آن تربیت می یابند مدل و قالب رفتار بزهکارانه وجود داشته باشد، حتی اگر کودک اعمال این الگو را تمام و کمال تقلید نکند نیز به احتمال زیاد روح اطاعت از قوانین در اینگونه کودکان شدیداً مورد تأثیر قرار خواهد گرفت . کودکان برخاسته از این نوع خانواده ها خیلی راحت تر می توانند به لایه های درونی فرهنگ بزهکاری وارد شوند. به نظر بیشتر جرم شناسان ترکیه نیز یکی از فاکتورهای مهمی که کودک را به سمت بزهکاری سوق می دهد وجود فردی بزهکار مخصوصاً پدر بزهکار در خانواده است. بزهکاری مادر یا پدر در خانواده رابطه مادر، پدر و فرزندان را به دو طریق تحت تأثیر قرار می­دهد. با دستگیری و زندانی شدن پدر یا مادر و یا زندانی شدن آنها خانواده بالفعل تجزیه می شود. از آنجاییکه پدر الگویی برای وکودک پسر می باشد، بزهکاری پدر کودک را نیز به بزهکاری سوق می دهد. تحقیقات انجام یافته وجود ارتباط معنی داری میان بزهکاری اطفال و نوجوانان با بزهکاری پدر و مادر یابزهکاری یکی از آنان نشان می دهد. در عین حال قبول کردن مشاغل بزهکارانه از سوی پدر یا مادر، می تواند باعث تقلید کودکان و روی آوردن به بزهکاری می گردد. و یا کودکان با تشویق پدر و مادر نیز به سوی بزهکاری کشیده می شوند مثلاً مجرمان زیادی مشاهده می شود که جیب بری را به فرزندانشان آموزش می دهند.

2-6-2- تأثیر محیط زندگی در بزهکاری اطفال و نوجوانان در ترکیه

یکی دیگر از فاکتورهای تأثیر گذار بر بزهکاری کودکان مسکن و ساختار آن می باشد. محل مسکونی هر خانواده نشان دهنده وضعیت اقتصادی و سطح اجتماعی آنان است. معمولاً خانوادده ها تمام سعی خود را به کار می گیرند تا محفل زندگی خود و فرزندان خود را در بهترین قسمت شهر خریداری کنند زیرا زمانی که آنها در یک محیطی باشد که از لحاظ بزهکاری دارای مرتکبان جرایم زیادی باشد در نتیجه فرزندان آنها نیز خواه ناخواه در اثر برخورد با دوستان و همکلاسی ها و همسایگان خود و برداشت الگوهای نامناسب از طرف همسایه ها و دوستان خود به سوی بزهکاری سوق پیدا خواهند کرد و همانطور که قبلاً توضیح داده شد در صورتی که اطفال و نوجوانان با افراد بزهکار معاشرت داشته باشند بزهکار شدن آنها نیز امکان دارد در مورد مسکن و محیط آن نیز صادق است . در تحقیقاتی که در شهرهای ازمیر و استانبول انجام شد بیانگر این واقعیت بود که بزهکاری کودکان در نواحی که از رشد سریع جمعیت برخوردارند، هستند و شرایط مسکونی نامناسب است و یا بیماری، فقر و بزهکاری بزرگسالان زیاد است در آن مناطق بزهکاری از درصد بیشتری برخوردار است. افزایش ویژه ای در میزان جرائم ارتکابی در مناطقی که سطح درآمد پایین بوده و شرایط فیزیکی نامناسب باشد، دیده می شود. علاوه بر آن در حالیکه وضعیت اقتصادی خانواده ها در مناطقی با میزان درآمد پایین ، بر افزایش بزهکاری موثر است ، در مناطق مرفه این مورد بچشم نمی خورد. تعادل خانواده در سطح وسیعی میزان ارتکاب جرم را تحت تأثیر قرار می دهد. مناطقی که از درصد بالای بزهکاری برخوردارند ، مناطقی هستند که از سطح پایین درآمد برخوردارند و خانواده در آن از وضعیت نا متعادلی برخوردار است. این نتایج در پژوهشهایی که در آنکارا با عنوان «شهر نشینی و بزهکاری» انجام شده بدست آمده است. تئوری هایی که در بررسی بزهکاری کودکان فقر فرهنگی را مد نظر قرار می دهند، بیگانگی افراد طبقات پایین اجتماع مخصوصاً نوجوانان با جامعه ، پایین بودن سطح آموزش خانواده، عدم ثبات خانواده و وجود فشاری محسوس در راستای دستیابی به استانداردهای منسوب به سطح متوسط جامعه و احساس اینکه از راههای نرمال نمی توان به این استانداردها دست یافت را مطرح می کنند.

در روزگاری که بطور متوسط در هر 4 دقیقه یک جرم بزرگی انجام می گیرد حفاظت از کودکان از این جرایم و آسیب های آن در جامعه یکی از اهداف و مسئولیتهای خطیر به شمار می آید. با تمامی اینها بزهکاری کودکان یکی از مشکلات اساسی جوامع بوده و در حال تداوم می باشد. یکی از مشکلات بزرگی که در حال حاضر در شهرها اهمیت خود را حفظ نموده مهاجرت می باشد. مفاهیمی که در زیر ارائه می گردد بعضی از فاکتورهایی می باشند که اساس مشکل را ایجاد می نمایند.

2-6-2-1- تأثیر شغل و میزان سواد خانواده

با مقایسه پراکندگی شغل 211 محکوم زندان یوزقات در سال 2004 دیده شد که تقریباً 31% محکومین پدران آنها کارگر و 69% کودکان پدرانشان کشاورزند. درصد مأمورین ، دانشجویان و

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید