متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

متن کامل در سایت baharfile.com

 

 

ترک فعل از نظر فقهاء اسلامی

از آنجائی که قوانین کیفری ایران ریشه در فقه اسلامی داره ضروریه تا از نظرات فقهاء اسلامی هم مطلع گردیم پس به بعضی از نظرات اشاره می‌شه:

4-5-1-ديدگاه فقهاي شيعه

فقها هم مثل حقوق‏دانان در مورد ترك فعل اختلاف‏نظر دارن. بعضی، از جمله آيه‏اللّه خوئي، ترك رو امر عدمي و حصول نتيجه وجودي رو از اون غيرممكن تلقي مي‏كنند. ایشون در مسئله ترك فعل مسبوق به فعل، نتيجه مجرمانه رو مستند به فعل مي‏داند و مي‏نويسد: فان الموجود انما ينشأ من الموجود و يترتب بر ولا يستند الي امر عدمي( موسوی خویی: قبلی، 7).

البته ایشون بر خلاف اصل كلي مزبور، در موردها زیاد دیگه، مثل ساير فقها، تارك رو مسئول مي‏داند. براي نمونه، ایشون صاحب حيوان رو كه در حفظ اون تفريط و كوتاهي كرده و علم به وضعيت خطرناك اون داشتهه، مسئول جنايت و تلفاتش تلقّي مي‏آروم( قبلی، 305).

هم مربي شنا رو كه در نجات شاگردش كوتاهي كرده، ضامن مي‏داند و در صورتي كه در اين مورد تعمّد داشته باشه، اون رو مستحق قصاص مي‏داند( قبلی، 301).

همچنين در مسئله ديوار، در صورتي كه اون رو در ملك خودش مايل به ملك ديگران بنا كرده باشه يا اون رو در ملك جز بسازد يا در ملك خود و بی ميل به يك طرف بسازد و کم کم متمايل به طرف ديگري شه و صاحب اون، عالم به خطر ريزش اون باشه و در عين الان كه بر اصلاح و تعمير اون توانايي داره از انجام کارها مقتضي خودداري ورزد، اگه در اثر سقوط موجب خسارت و تلفاتي شه، مالك اون رو ضامن تلقّي مي‏آروم(قبلی، 303).

فقهاي ديگري، از جمله صاحب جواهر مي‏گويد: «تارك در صورتي مسئوله كه دلیل و سبب جنايت حساب شه؛ يعني از باب تسبيب قابل مجازاته نه مباشرت: «بل التروك جميعا لايترب عليها الضمان اذا كان علته التلف غيرها». (نجفی، قبلی، 150).

معنی اين جمله اينه كه تارك در صورتي كه دلیل تلف باشه، ضامنه. ایشون توضيح ندادهه كه در چی مواردي ممتنع دلیل و سبب به حساب مي‏آيد، ولي از مثال‏هايي كه مثل ساير فقها براي تارك بيان كرده‏اند، استنباط مي‏شه ایشون مثل بقيه فقهاي بزرگوار تارك رو در موردها پایین سبب اصلي نتيجه مجرمانه حاصله مي‏داند:

الف. جايي كه سبب اقوا از مباشر باشه، يعني مباشر به دليل فقدان عقل، قدرت، علم، اختيار و بلوغ داراي مسئوليت كيفري نباشه كه در اين صورت، تارك، يعني سبب، مباشر معنوي حساب مي‏شه و مسئول نتايج مجرمانه حاصله مي‏باشه. بر اين پایه، تارك در موردها پایین مسئوليت كيفري داره:

  1. مباشر جنايت حيوان باشه و مالك با اينكه علم به وضعيت خطرناك اون داره در مراقبت و حراست از اون كوتاهي و تفريط كرده باشه، در اين صورت، ضامن جنايت و خسارت اون مي‏باشه. اگه نسبت به وضعيت خطرآفريني اون جاهل باشه و يا در حفاظت و مراقبتش تفريط و كوتاهي نكرده باشه، مسئول نيست(موسوی خویی: قبلی، 306).
  2. مباشر عامل طبيعي باشه، مثل اينكه ديواري رو به طور صاف و بی ميل به يك طرف در ملك خود بنا نمايد، لكن کم کمک مايل به سقوط به سمتي شه كه محل عبور و مرور مردمه. اگه صاحب ديوار آگاه بر خطر ريزش اون باشه، در حالي كه بر اصلاح و تعمير اون تمكن داره از انجام کارها لازم خودداري ورزد، ضامن خسارات و تلفاتي هستش كه در اثر ريزش اون رخ مي‏دهد؛ ولي اگه قبل از تمكن ساقط شه و موجب آسيب و خسارت شه ضامن نخواهد بود( قبلی، 303-304).
  3. مباشر نسبت به عملش كه باعث وقوع جرم مي‏شه جاهل باشه، مثل اينكه سوزنبان از انجام وظيفه خود، يعني تنظيم خطوط راه آهن خودداري ورزد و موجب تصادم دو قطار و در نتيجه، باعث مرگ و جراحت عده‏اي از مسافران شه، نسبت به نتايج حاصله، مسئول هستش؛ چون راننده لوكوموتيو در مورد عدم تنظيم خطوط، جاهله و بلكه اطمينان به خلاف داره و با اعتماد به سوزنبان كه وظيفه خود (تنظيم خطوط) رو انجام داده، با خيال آسون، قطار رو هدايت مي‏آروم. پس سبب، يعني تارك، اقوا از مباشره. اگه سوزنبان عمدا و به هدف قتل از انجام وظيفه خود امتناع ورزد، جنايت حاصله از هدف و موجب قصاص هستش(صادقی: 1388، 67).

ب. به طور طبيعي حيات مجني‏بر به انجام فعل نجات‏قسمت تارك منوط باشه و قانون هم تارك رو بر انجام اين فعل مجبور و مكلف كرده باشه، مثل حيات نوزاد نسبت به شير دادن مامان. نوزاد قادر به رفع نيازهاي اوليه خود نيست و به طور طبيعي تک راه ادامه حيات اون شير مامان مي‏باشه. اگه مادري با وجود اين وضعيت ناتواني و ضعف نوزاد و نبود كس ديگري كه به نوزاد اون شير بده، از شير دادن به نوزادش امتناع ورزد، مسئول مرگ اون مي‏باشه. از اين‏رو، تفاوتي بين مادري كه نوزادش رو خفه آروم و مادري كه از شير دادن به فرزندش امتناع مي‏ورزد و از اين طريق مي‏خواهد اون رو به قتل برساند وجود نداره؛ چراكه در هر دو صورت ميزان تأثير مامان در مرگ نوزاد يكسانه.

ج. با التزام شخصي، حيات مجني‏بر رو وابسته به خود نمايد و متعهد به حفظ حيات اون در وقتا خطر شه و مجني‏بر با اعتماد به اقدام نجات نجات‏قسمت تارك خودتون رو در معرض خطر قرار دهد. مثل مربي شنا كه بر مراقبت از متربيان در هنگام شنا تعهد مي‏آروم. اگه يكي از اونا در نتيجه سهل‏انگاري و تفريط اون، غرق شه، ضامنه و اگه ترك مراقبت لازم با هدف قتل همراه باشه، جنايت حاصله از هدف و موجب قصاص هستش( نجفی: قبلی، 107).

يا اگه كسي در قبال اجرت، متعهد به راهنمايي آدم نابينا شه يا ملتزم به تأمين نيازهاي اوليه فرد فلجي شه و به سبب ترك انجام وظايف، اولي در چاهي سقوط آروم و بميرد و دومي از شدت تشنگي و گرسنگي فوت نمايد، شخص راهنما و خادم ضامنه، چون با اين التزام حيات مجني‏بر رو وابسته به خود كردهه و ترك اون فعل سبب اصلي مرگ اون مي‏باشه. پرستاري هم كه از دادن دارو و تزريق آمپول به مريض خودداري آروم با اينكه مي‏داند، مثلاً، اگه هر هشت ساعت به اون آمپول تزريق نكند، اون خواهد مرد، و يا زندانباني كه از دادن آب و غذا به زندانيان امتناع ورزد و با اين امتناع، سبب مرگ اونا شه ضامن هستن. شهید اول در لمعه ترک نگهداری حیوان متعلق به خودتون رو که باعث جنایتی شه موجب ضمان می دونه و می‌نویسد: «لو فرط فی دابته قد خلت علی اخری فجنت ضمن و لو جنی علیها فهدر، ویجب حفظ البعیر المغتلم و الکلب العقور فیضمن بدونه اذا علم؛ اگه کسی در نگهداری ستور خود تقصر کنه بعد اون ستور بر ستور دیگه وارد شه و بر اون جنایت کنه، ضامنه و اگه به جنایت شه هدره. برمالک واجبه نگهداری شتر تیز شهوت و سگ گزنده و بی نگهداری ضامنه هر چی به سبب اونا واقع شه، هروقت بداند الان سگ رو و در نگهداری اون سستی کنه»( فیض: 1373، 293).

شیخ طوسی و گروهی دیگه بطور

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید


پاسخی بگذارید