متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

روند شتاب بیشتری بدهند.

3-4-2- متغیرهای وابسته نابرابری­ جنسیتی

در تمامی کشورها اطلاعات مربوط به نابرابری­های جنسیتی عمدتاً از داده­هایی استخراج می­شود که در آمار جهانی زنان سازمان ملل و گزارش توسعه­ی انسانی سازمان ملل آمده است. علی­رغم این­که بعضی از شاخص­های اجتماعی نظیر مرگ­و میر در بالغین یا کودکان تحت تأثیر سطح درآمد مناطق، بین مردان و زنان به شدت متفاوت است؛ اما سنجش نابرابری­های جنسیتی با محاسبه­ی شاخص­هایی جهت سنجش اختلاف درآمد بین زنان و مردان به نظر کم­اهمیت­تر از محاسبه شاخص­هایی برای اندازه­گیری اختلاف در تغذیه،  تحصیلات، آموزش و بهداشت می­باشد.

جهت سنجش نابرابری­های اجتماعی جنسیتی، برخی شاخص­ها از جمله درصد تعداد کودکان مؤنث نسبت به کل کودکان زیر 5 سال، تفاوت در نسبت وزن به سن بین دختران و پسران زیر 5 سال، تفاوت در سنوات تحصیلی بین بالغین مؤنث و مذکر، تفاوت در واکسیناسیون و مراقبت­های بهداشتی بین دختران و پسران زیر 5 سال به کار می رود.[36] اما دراکثر مطالعات صورت گرفته در جهان، عواملی از قبیل اختلاف در برخورداری از آموزش، مراقبت­های بهداشتی، پست­های سیاسی و درآمد را به عنوان عوامل تبعیض در مورد زنان بیان کرده­اند. در عین حال، شاخص­های بدست­آمده که بیشتر مورد توجه قرار گرفته است عبارتند از «شاخص توسعه­ی جنسیتی»[37]، «شاخص توانمندسازی جنسیتی»[38] و «شاخص توسعه انسانی»[39]. این سه شاخص از سال 1994 به بعد در گزارشات سالانه­ی سازمان ملل متحد برای کشورهای مختلف محاسبه شده است. در نهایت حاصل کلیه محاسبات «شاخص تبعیض جنسیتی»[40] است.[41]

می‌توان گفت این شاخص ابعاد سه‌گانه بهداشت و سلامت باروری، توانمند‌سازی و مشارکت در نیروی کار را می‌سنجد و بیانگر میزان ضرر وارده بر پتانسیل پیشرفت انسان‌ها (نشأت گرفته از وجود تبعیضات جنسیتی) است.[42]

نتایج مطالعاتی که در سال 1998 با استفاده از این سه شاخص انجام شده، نشان داده است که برابری در توزیع منافع توسعه بین زنان و مردان در جوامعی که طی سی سال گذشته و قبل از آن به پیشرفت بیشتری دست یافته­اند، بیشتر بوده است و شکاف جنسیتی آنان در بهداشت و تحصیلات به سرعت کمتر شده است. در کشور های درحال­توسعه نیز سطح تحصیلات برای زنان به طور پیوسته درحال­ افزایش است.

الف) شاخص توسعه جنسیتی

دفتر برنامه­ریزی توسعه سازمان ملل متحد در سال 1995، به انتشار شاخصی تحت عنوان شاخص توسعه جنسیتی در گزارش سالانه خود اقدام کرد. این شاخص میانگین سه پارامتر است که تفاوت جنسیتی را در سه زمینه امید به زندگی در بدو تولد، نرخ با سوادی و هم­چنین درآمد بررسی می کند.

ب) شاخص توانمندسازی زنان

این شاخص نیز به صورت میانگین سه پارامتری محاسبه می­شود که هر یک اهمیت حضور زنان در جامعه را به نحوی بیان می­دارند. این شاخص درصد زنان در پارلمان نسبت به مردان و نسبت زنان در میان مدیران ارشد، مدیران و متخصصان و کارکنان فنی، تولید ناخالص زنان نسبت به مردان و همچنین نسبت سرانه سهم زنان و مردان از درآمد ناخالص ملی را شامل می­شود.

ج) شاخص توسعه انسانی

پس از پی بردن به شکاف عمیق بین کشورهای توسعه­یافته و جهان سوم و عدم مساوات و نیز اختلاف زیادی که گروه­های مختلف در هر جامعه از بهره­مندی امکانات اولیه دارد، به شاخص­هایی جهت ارائه سنجش عوامل غیراقتصادی در توسعه­یافتگی کشورهای مختلف توجه شد.

به همین جهت سازمان ملل متحد هر ساله به محاسبه «شاخص توسعه انسانی» برای تک­تک کشورها می­پردازد که برای محاسبه این شاخص، میانگینی از عوامل و شاخص­های گوناگونی مانند متوسط درآمد سرانه، نابرابری درآمدی،‌ میزان بهره­مندی شهروندان از امکانات بهداشتی و نیز آموزشی و نابرابری در دسترسی به امکانات بهداشتی و آموزشی در نظر گرفته می­شود. علاوه بر آن، نابرابری موجود بین زنان و مردان در دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی، یکی از پارامترهای مهم مربوط به سنجش نابرابری موجود در هر کشور در نظر گرفته می­شود.[43]

3-4-3- متغیرهای مستقل نابرابری جنسیتی

1) نقش اقتصادی زنان: معمولاً برای اندازه­گیری نقش اقتصادی زنان از شاخص درصد زنان در میان جمعیت فعال استفاده می­کنند. اندازه­گیری این شاخص کار مشکلی است و از چند جهت قابل نقد است. یکی این­که اشتغال زنان از نوع خانوادگی و غیرمزدی، به خصوص در نواحی روستایی، در نظرگرفته نمی­شود. در بیشتر مناطق آسیای جنوبی و آفریقایی، زنان فعال اقتصادی کارگرهای خانوادگی هستند. به علاوه، این شاخص در شرایط مختلف کاری، توانایی سنجش تفاوت بین نحوه­ی مدیریت زنان را ندارد. برای مثال، این شاخص تفاوتی بین زنی  که به طور مستقیم سهمی از درآمد را ندارد و تحت سرپرستی شوهر کار می­کند، با زنی که در مزرعه شخصی خود کار می­کند و پس از فروش محصول، درآمد حاصل را مالک می­شود قائل نمی­شود. هم­چنین نمی­تواند مشخص کند تحت شرایط محلی وقومی و نژادی مختلف چه مشکلاتی برای فعالیت زنان پدید آمده است.

در مطالعه­ی اخیر کبیر و محمود، این مسئله که درآمد شخصی برای زنان مهم است، نشان داده شده است. بر اساس گزارش تهیه شده از مصاحبه­ انجام شده با کارگران زن در کارخانه­های پارچه­بافی بنگلادش، داشتن درآمد مستقل، روحیه­ی اتکابه­نفس را در زنان افزایش داده ومنجر به کاهش وابستگی آنان به خانواده شده است.[44]

برای سنجش نقش اقتصادی زنان معمولاً از سه متغیر، درصد زنان در شغل­های فنی و حرفه­ای، درصد زنان در بین حقوق­بگیران و درصد زنان در میان کارکنان اداری- اجرایی و مدیران استفاده می­شود. در مورد جنبه­های گوناگون اشتغال در کشورهای مختلف، اطلاعات حاصل در سطوح مختلف، بیان­کننده تبعیض گسترده و وسیع در مورد زنان است. از جمله این تبعیض­ها، نرخ پائین مشارکت، نرخ دستمزد پائین­تر زنان در مشاغل مشابه با مردان، نسبت اندک زنان در مشاغل با ایمنی بیشتر و درآمد بهتر می­باشد. در رابطه با بهره­برداری­های سرمایه انسانی و تفاوت­ها در مهارت، توجهاتی صورت می­گیرد اما تبعیض شغلی تنها قسمتی از تبعیض اجتماعی است و این اختلافات همیشه واقعی نیست. این­که زنان برای رسیدن به مهارت­ها و سرمایه انسانی، کمتر از مردان ارزش­گذاری نمی­شوند و برای ورود به بازار کار تشویق نمی­شوند، همگی عوامل مهم تبعیض است. بنابراین محدود کردن تجزیه و تحلیل جنسیتی به طرف تقاضا اهمیت زیادی ندارد، بلکه لازم است تا آن را با تبعیض در طرف عرضه دید که توسط جامعه و ساختارهای موجود اجتماعی، مهارت و تحصیلات کمتری را بر زنان تحمیل می­کند. زنان نسبت کمتری از کل نیروی کار را به ویژه در بخش­های غیرکشاورزی و در مناطق شهری تشکیل می­دهند و عمدتاً در مشاغل کم­درآمد متمرکزترند. برای مثال

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید