متن کامل پایان نامه های حقوق در سایت

homatez.com

مؤثر دارد. چرا که هر یک از مفاهیم مذکور، خود درصورت متعادل بودن می­تواند عاملی باز­دارنده، و درحالت نامتعادل بودن عاملی تعیین­کننده؛ در کشانیدن افراد به سوی بزهکاری باشند.[14]

گزارش سازمان ­ملل در رابطه با پیشگیری بزهکاری نوجوانان از عبارت « عامل تعیین­کننده» استفاده نموده است. در این گزارش خاطر نشان می­شود که بزهکاری مبین رفتار یک موجود انسانی است که «عامل         تعیین­کننده» آن تجمع یا اشتراک عوامل متعددی است که، اغلب ولی نه همیشه، علل و انگیزه­های جرم هستند. به بیان دیگر، علت و انگیزه، بدون اجتماع عوامل بسیار پدید نمی­آیند.[15]

مفهوم عامل بزهکاری از متداول­ترین اصطلاح رایج در جرم­شناسی است. این عامل دارای طبقه­بندی­های متفاوتی است که هر یک زاویه­ای را می­نگرد:[16]

1ـ3ـ عوامل فردی، شامل: جنس، سن وضعیت ظاهری، نوع خون، بیماری­ها، عامل ژنتیک و …

2ـ3ـ عوامل روانی، شامل: حساسیت، نفرت، ترس، اضطراب، کم­هوشی، بیماری­های روانی و …

3ـ3ـ عوامل محیطی، شامل: اوضاع اقلیمی، شهر، روستا، کوچه، خیابان، گرما، سرما و …

4ـ3ـ عوامل اجتماعی، شامل: خانواده، طلاق، فقر، بیکاری، مهاجرت، جنگ، مواد مخدر و …

جرم­شناسان وجود نقایصی در تعدادی از این عوامل، که با هم اقتران یابند، به صورت عامل جرم­زا در آمده و فرد را برای بزهکاری آماده می­سازند.

 

 

 

گفتار دوم ـ تحلیل روان­شناختی انگیزه

شناسایی حالات نفسانی یا روان­شناسی از جمله شعب مهم دانش بشری است. اگرچه دانشمندان و محققان از روزگاران قدیم به این جنبه از وجود، توجه کامل داشته­اند و در آراء هندیان، رومیان و یونانیان باستان مطالب بسیار مهمی در این زمینه می­توان بدست آورد؛ ولی تنها در قرن اخیر بود که روان­شناسی به صورت علمی مستقل در­آمد و با روش تجربی و آزمایشی مورد مطالعه و تحقیق قرار گرفت و به زودی جای خود را در بین علوم دیگر باز کرد و وسعت و پیشرفت قابل ملاحظه­ای یافت.

روان­شناسی علاوه بر بررسی رفتار و کردار موجودات زنده، به دنبال یافتن منشأ بروز این رفتارها است؛ به عبارت دیگر، می­خواهد بداند چرا و چگونه این کارها انجام می­یابند. این «چرا» ها را درباره رفتار و کردار انسان «انگیزه» می­نامند، پس انگیزه در واقع وسیله­ای برای شناخت افراد و درک شخصیت آنان می­باشد.

انگیزه در روان­شناسی جایگاه مهمی را به خود اختصاص می­دهد و امروزه یکی از مباحث مهم این دانش را تشکیل می­دهد، زیرا بررسی رفتار و کردار انسان بدون توجه به منشأ و انگیزه بروز این رفتار، کاری سطحی و عبث خواهد بود. انگیزه که به عقیده روان­شناسان عبارت است از کلیه عواملی که موجود زنده و از جمله انسان را به فعالیت وا می­دارد، مثل تعدادی از مفاهیم روان­شناسی، مستقیماً قابل مشاهده و اندازه­گیری نیست و در واقع، انگیزه منشأ درونی دارد و از وجود فرد مایه می­گیرد و او را به نوعی به فعالیت وا می­دارد.

انگیزه رفتار در جانوارن و نوزادان و کودکان معمولاً به راحتی قابل تشخیص است ولی وقتی فردی دوران کودکی را پشت سر می­گذارد و به نوجوانی و بزرگسالی نزدیک­تر می­شود رفتار او بیش از پیش پیچیده­تر    می­شود و به موازات این رشد، نیروهای انگیزش نیز پیچیده­تر می­شوند بروز آنها بر اساس توقعات جامعه شکل خاصی به خود می­گیرد. وقتی انگیزه­ای تشفی پیدا می­کند در فرد سازگاری پدید می­آید؛ در واقع، وجود سازگاری دلیل بر ارضاء انگیزه است. سازگاری با انگیزه یا تعادل هنگامی برقرار می­شود که انگیزه­های افراد به نحو مطلوب ارضاء شوند.

هدف روان­شناسی از بررسی رفتار و کردار انسان و منشأ بروز آنها، این است که با اطلاعات بدست آمده از طبیعت انسان، می­خواهد تا اندازه­ای افراد انسانی را کنترل کند؛ زیرا اگر علل اعمال را بدانیم، می­توانیم این اعمال را زیر نظر قرار داده، نتیجه را مطابق دلخواه خود در­آوریم.[17]

 

الف ـ ماهیت انگیزه از دیدگاه روان­شناختی

در علم روان­شناسی، انگیزه مفهوم وسیعی دارد. این مفهوم چندین واژه دیگر را که توصیف کننده عوامل مؤثر در انرژی و هدایت رفتار ماست نظیر، نیازها، علایق، ارزش­ها، گرایش­ها، اشتیاق­ها و مشوق­ها را در    برمی­گیرد.[18]

انگیزه در روان­شناسی مانند مفهوم مغناطیسی در فیزیک است و همان ­طور که جذب اشیاء در حوزه مغناطیسی بدون اراده و خواست می­باشد در انسان نیز در صورتی که تربیت فردی و اجتماعی به آن حد نرسیده باشد که بتواند نفس را تحت کنترل عقل در­آورده و او را از حوزه جذب انگیزه دور نماید، خواه ناخواه انگیزه غالب بوده و سبب کشش شخص بطرف، به هدف رسانیدن انگیزه می­شود.[19]

از دیدگاه صاحب­نظران روان­شناسی انگیزه عبارت است از، «حالت­های درونی ارگانیسم که موجب هدایت رفتار او به سوی هدفی خاص می­شود». انگیزه، اصطلاحی است که با انگیزش مترادف است و برخی این دو را یکی می­دانند. با این حال مفهوم انگیزه دقیق­تر از انگیزش است. به این صورت که انگیزش مولد کلی رفتار است، اما انگیزه، علت اختصاصی یک رفتار خاص به حساب می­آید.

پدیده انگیزه، غالباً به علل رفتار و تعبیر و تفسیر انسان از رفتار­های گوناگون توجه دارد. روان­شناسان معتقدند، مسائل اساسی که در روان­شناسی انگیزه مطرح می­شود، این است که، چرا رفتار خاصی پدید می­آید؟ چرا رفتار هدفدار است؟ چرا رفتار معینی برای مدت زمانی طولانی ادامه می­یابد؟[20]

انگیزه، دلایل رفتار افراد را نشان می­دهد و مشخص می­کند که چرا آنها به روشی خاص رفتار می­کنند. رفتار دارای انگیزه، رفتار­های همراه با انرژی، جهت­دار و دنباله­دار است.[21]

به این ترتیب می­توان گفت، ماهیت انگیزه از دیدگاه روان­شناسی عبارت است از، عامل نیرو­دهنده، هدایت­کننده و نگهدارنده رفتار.[22] در ادامه به اقسام انگیزه نیز از دیدگاه روان­شناسی خواهیم پرداخت.

 

ب ـ اقسام انگیزه از دیدگاه روان­شناختی

وقتی نظریه­پردازان درباره انواع مختلف انگیزه صحبت می­کنند، در واقع میان رفتار مشاهده شده و دلایل فرضی یا انگیزه­هایی که زیربنای رفتار هستند، پیوندهایی را برقرار می­سازند، اما برخی از مهم­ترین انواع انگیزه به نظر روان­شناسان به قرار زیر است:

1ـ انگیزه فیزیولوژیکی ـ روان­شناختی: در اساسی­ترین یا پایه­ای­ترین سطح، ما می­توانیم درباره نیاز­های جسمی یا فیزیولوژیکی صحبت کنیم. این انگیزه­ها منبع جسمانی دارند و به نام «انگیزه­های اصلی» نیز خوانده می­شوند. وجه تسمیه «اصلی» برای آنها از این جهت است که بدون تردید بر­اساس احتیاجات فیزیولوژی ارگانیسم قدم برداشته، کم و بیش با یادگیری ارتباطی ندارند. یادگیری در انگیزه­های اصلی یا فیزیولوژیک تأثیری ندارد بلکه امری فطری است؛ فقط راه و رسم و شکل

تکه های دیگری از این مطلب را طبق شماره بندی صفحات می توانید بخوانید 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های حقوقی به سایت

homatez.com

مراجعه کنید